گذرایام سال سی وسه "3"

سال1333 دبستان فردوسی بندر انزلی، بچه های کلاس چهارم ابتدائی و معلمین روانشاد فرهاد مسافری ،خوشدل وبالا سمت راست"مشتی عین الله " سرایدار وقنبر وفا دار بچه ها ، و ردیف بالا وسط معلم قرآن وشرعیات ما ، که بعد از انقلاب، جزء حزب الله وکمیته انزلی بود ، همراه رسول" ش" کلت می بستند ، انگاری بادنجان را عوض هفت تیر بسته !!،بیاد دارم مراسمی بر مزار روانشاد"حسن نیک داودی" برقرار بود ،جماعتی گله وار بسر دسته گی از این قماش که کارشان بهم زدن مراسم و بزرگداشت بود ،سر رسیدند ،وقتی چند نفری از شاگردان بیست وچند سال گذسته خود را دید ، با لهجه فارسی گیلکی گفت "آنجا چرا هستید؟ بیائید این طرف" یکی از دوستان حاضر، در پاسخ گفت "اولا چره فارسی حرف زنی ؟ گمان کنی ایه مدرسه یه !! و امانم تی شاگرد ؟"
در آن سال ها ، دبستان های فردوسی و نظامی جنب هم در انتهای کوچه ، روبروی گاراژ گیلان تور وگویا اکنون دانشگاهی!! هم در آن کوچه دایر است ،در آن سالها هنوز استادیوم تختی ساخته نشده بود؛ مسابقات والیبال ، بسکتبال در زمین دبستان فردوسی انجام می پذیرفت وبرای مسابقه بوکس در همین مدرسه رینگ بوکس سیار برپا میکردند ، که مردم استقبال خوبی میکردند ،نا گفته نماند مسابقات قهرمانی دومیدانی دو های سرعت در بلوارروبروی بانک ملی بر روی زمین اسفالت خط کشی شده برگزار میشد.
از بازیکنان والیبال آن زمان از دبستان فردوسی هراچ و هراچیک ،از دبستان سنائی ایرج سلامی وجمال زاده واز دبستان نظامی ، خراز پیشه ، مهربان وفرزانگان از والیبالیست های خوب آن دوره بودند . ما بچه ها اینگونه والیبالیستها را تشویق میکردیم ( مهربان بمو شوت سر/ شوت زنه سر بسر) تیم بزرگسالان یا تیم کلنی بسکتبال انزلی تا آنجا که بیاد دارم ، فهیم ،مصباحی ،نژداغی ،ذوالفقاری ،احمد زاده ، رائفی ، عباس آقا ،بختیاری و سیلوو بودند . تا مجالی دیگر ایام بکام






3 Comments:
سلام.
عالی بود.
با اجازه ات می دزدمش و در وارش می گذارم!
ایام به کام.
سری به ما بزن
دستت درد نکنه عمو لاکومه
آقا آرمین عزیز نقص ونقصا نش را به بزرگواری خوتان ببخشید
اما هادی نازنین سرت درد نکنه
با مهر لاکومه
Post a Comment
Subscribe to Post Comments [Atom]
Links to this post:
Create a Link
<< Home